سلطان محمد مطربي سمرقندي

566

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 226 » ] [ عهدى قراكولى ] [ متوفى 989 ق / 1581 م ] عهدى قراكولى ، « 1 » از شعراى عهد قديم است . به غايت خوش‌طبع و شيرين‌كلام بوده و مضمون را ، عجايب دلپذير مىبسته و تشبيهاتش در اشعار ، به غايت بىنظير افتاده ، چنانچه اين مطلع او عجايب صاف و روان واقع شده : مطلع : از پاره‌هاى يخ نبود بحر در خروش * درياى شكرى است سراسر قويان موش و اين مطلع را نيز ، نكو گفته : مطلع : نه صف زده مژهء چشم اشكبار من است * قلمچه‌هاست كه بر طرف جويبار من است و اين غزل نيز ، از نتايج طبع بلند اوست : غزل : از غنچه پيش لعلت گفتار نامناسب * وز سرو پيش قدّت رفتار نامناسب بىمهرى تو اى ماه با غير خوب امّا * كم‌لطفى تو با ما بسيار نامناسب

--> ( 226 ) . نور الدين محمد عهدى قراكولى يا قراگونى كه در برخى منابع او را شيرازى نوشته‌اند ولى وى از مردم قراكول از توابع بخارا و از شاعران معاصر مطربى ، مىبوده كه در معما و عروض و قافيه و فنون ديگر دست داشته و در زمان اسفنديار سلطان به شهر سبز نيز ، رفت و قصيده‌اى در ستايش وى گفت و صلهء خوبى گرفت و در 989 قمرى درگذشت : نگارستان سخن ، ص 68 ؛ تذكرهء روز روشن ، ص 487 ؛ هفت‌اقليم ، 3 / 439 - 440 ؛ دانشمندان و سخن‌سرايان فارس ، 3 / 722 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 659 ؛ كاروان هند ، 2 / 924 - 925 ؛ منتخب التواريخ ، 3 / 282 - 283 ؛ طبقات اكبرى ، 2 / 499 كه به غلط عبدى رازى چاپ شده است ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 576 ، 638 . ( 1 ) . در برخى از منابع او را عهدى قراگونى نوشته‌اند و در برخى ديگر عهدى شيرازى كه مدتى در گجرات با ميرزا نظام الدين احمد بوده و تا سال 1003 قمرى زنده بوده است . در فرهنگ سخنوران به هردو نام آمده ، البته احتمال دارد دو نفر باشند .